close
پرش به محتوا

جنون (فیلم ۱۹۷۲)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
جنون
Image
کارگردانآلفرد هیچکاک
تهیه‌کنندهآلفرد هیچکاک
فیلمنامه‌نویسآنتونی شیفر
بر پایهخدانگهدار پیکادیلی، بدرود چهارراه لستر
اثر آرتور لا برن
بازیگرانجان فینچ
آلک مک‌کاون
بری فاستر
بیلی وایتلا
آنا مسی
باربارا لی-هانت
ویوین مرچنت
جین مارش
برنارد کریبینز
مایکل بیتس
جان گولایتلی
مایکل بیلتون
ریچارد وایلر
موسیقیران گودوین
فیلم‌بردارگیلبرت تیلور
لئونارد جی. ساوث (در عنوان‌بندی نیامده)
تدوینگرجان جیمپسون
توزیع‌کنندهیونیورسال استودیوز
تاریخ‌های انتشار
  • ۲۱ ژوئن ۱۹۷۲ (۱۹۷۲-0۶-۲۱)
مدت زمان
۱۱۶ دقیقه
کشورپادشاهی متحده
زبانانگلیسی
هزینهٔ فیلم۲ میلیون دلار[۱]
فروش گیشه۱۲٬۶۰۰٬۰۰۰ دلار[۲]

جنون (انگلیسی: Frenzy) فیلمی دلهره آور به کارگردانی و تهیه‌کنندگی آلفرد هیچکاک است که در سال ۱۹۷۲ منتشر شد. این فیلم، فیلم ماقبل آخر هیچکاک است و مثل فیلم‌های معروفش، سر و صدا نکرده‌است.

از بازیگران آن می‌توان به آنا مسی، ویوین مرچنت، آلک مک‌کاون و جین مارش اشاره کرد.[۳] جنون سومین و آخرین فیلمی بود که هیچکاک پس از مهاجرت به هالیوود در سال ۱۹۳۹ در بریتانیا ساخت.

بازیگران

[ویرایش]

داستان

[ویرایش]

ریچارد بلینی، رهبر پیشین اسکادران نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا (RAF)، از شغل خود به‌عنوان متصدی بار در میخانه‌ای نزدیک کاونت گاردن اخراج می‌شود. او این اتفاق را با دوستش باب رَسک، که صاحب دست‌فروشی میوه و سبزیجات در همان منطقه است، در میان می‌گذارد. رَسک او را دلداری می‌دهد و اطلاعاتی دربارهٔ یک مسابقه اسب‌دوانی آینده به او می‌دهد، اما بلینی پولی برای شرط‌بندی ندارد. او به دیدار برندا، همسر سابقش، می‌رود که صاحب یک آژانس همسریابی موفق است و با صدای بلند از وضعیتش شکایت می‌کند. پس از مشاجره‌ای کوتاه، برندا او را به شام دعوت می‌کند. بلینی که بی‌پول است، شب را در پناهگاه ارتش نجات می‌گذراند و متوجه می‌شود که برندا مخفیانه پولی در جیب کت او گذاشته‌است.

روز بعد، رَسک که به‌دلیل تمایلات جنسی مشکوک از سوی آژانس رد شده، به دفتر برندا می‌رود. وقتی او را تنها می‌یابد، به او تجاوز می‌کند و سپس با کراوات خود خفه‌اش می‌کند، و بدین ترتیب مشخص می‌شود که او همان قاتل سریالی‌ای است که روزنامه‌ها از او با عنوان «قاتل کراواتی» یاد کرده‌اند. پس از خروج رَسک، بلینی برای صحبت دوباره با برندا به دفتر می‌آید، اما در بسته است. منشی برندا که از ناهار بازمی‌گردد، بلینی را در حال ترک دفتر می‌بیند. پس از کشف جسد، بلینی به‌عنوان مظنون اصلی معرفی می‌شود.

بلینی با بَبس میلیگان، همکار سابقش در میخانه، دیدار می‌کند و او را متقاعد می‌سازد که بی‌گناه است. آن‌ها در هتلی اقامت می‌کنند، با هم رابطه جنسی دارند و به‌سختی از دست پلیس می‌گریزند. آن‌ها از یکی از هم‌رزمان سابق RAF بلینی درخواست کمک می‌کنند، اما همسر آن مرد حاضر به پناه دادن به یک فراری نیست. بلینی از بَبس می‌خواهد وسایلش را از میخانه بیاورد تا بتواند فرار کند. بَبس در مسیر با رَسک روبه‌رو می‌شود که پیشنهاد می‌دهد شب را در آپارتمان او بگذراند. پس از بردن بَبس به آن‌جا، رَسک به او تجاوز کرده و او را به قتل می‌رساند. سپس جسد را در کیسه‌ای پنهان کرده و نیمه‌شب آن را در کامیونی حامل سیب‌زمینی مخفی می‌کند.

رَسک در اتاقش متوجه می‌شود که سنجاق کراوات منحصربه‌فردش (با حرف اول نامش «R») گم شده‌است و درمی‌یابد که بَبس هنگام خفه شدن آن را کنده‌است. چون این سنجاق می‌تواند او را لو دهد، رَسک برای بازیابی آن به کامیون می‌رود، اما کامیون حرکت می‌کند و او درون آن گیر می‌افتد. با وجود مسیر پر دست‌انداز، رَسک موفق می‌شود سنجاق را از دست بَبس بردارد. خاک‌آلود و آشفته، در کافه‌ای کنار جاده پیاده می‌شود و به آپارتمانش در کاونت گاردن بازمی‌گردد. پس از کشف جسد بَبس، بلینی به‌عنوان مظنون قتل او و برندا معرفی می‌شود.

بلینی که از قاتل بودن رَسک بی‌اطلاع است، برای کمک به او مراجعه می‌کند. رَسک پیشنهاد می‌دهد بلینی را در آپارتمانش پنهان کند، اما سپس به پلیس خبر می‌دهد. بلینی با درک این خیانت، متوجه می‌شود که رَسک قاتل واقعی است. در دادگاه، هیئت منصفه بلینی را گناهکار می‌داند. او در طول دادگاه و هنگام انتقال به زندان، با صدای بلند بی‌گناهی خود را فریاد می‌زند و رَسک را قاتل واقعی می‌خواند. بازرس آکسفورد به‌طور مخفیانه شواهد را بازبینی کرده و تحقیقات خود را دربارهٔ رَسک آغاز می‌کند. او در حین گفت‌وگو با همسرش دربارهٔ پرونده، تلاش می‌کند از خوردن غذاهای نامطبوعی که همسرش در دورهٔ «آشپزی عجیب‌وغریب» آموخته، اجتناب کند.

بلینی در زندان تصمیم به فرار و انتقام از رَسک می‌گیرد. او عمداً خود را مجروح می‌کند و به بیمارستان منتقل می‌شود، جایی که هم‌بندانش به فرار او کمک می‌کنند. بلینی به آپارتمان رَسک می‌رود؛ رَسک آن‌جا نیست، اما بلینی گمان می‌کند که او خوابیده و فردی را با ضربه به سر از پا درمی‌آورد. مشخص می‌شود که آن فرد، رَسک نبوده بلکه زنی مرده است که با کراوات رَسک در تخت‌خواب خفه شده‌است. بازرس آکسفورد که پیش‌بینی کرده بود بلینی به سراغ رَسک خواهد رفت، وارد می‌شود و بلینی را در کنار جسد می‌بیند. درست زمانی که بلینی قصد دارد بی‌گناهی خود را اثبات کند، صدای کوبیدن بلندی از راه‌پله شنیده می‌شود. رَسک وارد می‌شود، در حالی که صندوق بزرگی را به داخل آپارتمان می‌کشد و با بلینی و آکسفورد روبه‌رو می‌شود. با درک این‌که دیگر راه فراری ندارد، رَسک صندوق را رها کرده و تسلیم می‌شود.

منابع

[ویرایش]
  1. Nat Segaloff, Final Cuts: The Last Films of 50 Great Directors, Bear Manor Media 2013 p 131
  2. "Frenzy, Box Office Information". The Numbers. Retrieved 22 May 2012.[پیوند مرده]
  3. تابناک. «فیلم: «جنون» آلفرد هیچکاک را تماشا کنید».

پیوند به بیرون

[ویرایش]