close
پرش به محتوا

غارت رم (۱۵۲۷)

غارت رم
بخشی از جنگ اتحادیه کنیاک
Image
«غارت رم» در سال ۱۵۲۷، اثر یوهانس لینگلباخ، قرن هفدهم (مجموعه خصوصی)
تاریخ6 May 1527; خطا: نیازمند سال، ماه، روز معتبر years ago
موقعیت
طرف‌های درگیر
Image ایالات پاپی
فرماندهان و رهبران
قوا

۲۰٬۰۰۰+ (شورشی)

  • ۱۴٬۰۰۰ سرباز آلمانی لندسکنختe
  • ۶٬۰۰۰ سرباز اسپانیایی
  • تعداد نامشخص مزدوران ایتالیایی

غارت رم، که در آن زمان بخشی از ایالات پاپی بود، پس از تصرف رم در ۶ مه ۱۵۲۷ توسط نیروهای سرکشی چارلز پنجم، امپراتور مقدس روم، در طول جنگ اتحادیه کنیاک رخ داد. چارلز پنجم تنها قصد داشت با تهدید به اقدام نظامی، پاپ کلمنت هفتم را وادار به پذیرش شرایط خود کند. با این حال، بیشتر ارتش امپراتوری (۱۴۰۰۰ آلمانی، از جمله لوتری‌ها، ۶۰۰۰ اسپانیایی و برخی ایتالیایی‌ها) عمدتاً بدون حقوق بودند. با وجود اینکه به آنها دستور داده شده بود به رم حمله نکنند، به شهر کم‌دفاع حمله کردند و بدون هیچ محدودیتی شروع به غارت، کشتار و گروگان‌گیری شهروندان برای باج‌گیری کردند.[۱] کلمنت هفتم پس از نابودی گارد سوئیسی در یک اقدام تأخیری گارد عقب، به قلعه سنت آنجلو پناه برد. او تا زمانی که باج به غارتگران پرداخت شد، در آنجا ماند.

بنونوتو چلینی، که خود شاهد عینی وقایع بود، در آثارش به توصیف غارت شهر پرداخت. این غارت که با خشونت، قتل‌عام، و بی‌رحمی همراه بود، تا ماه‌ها ادامه یافت و تنها در فوریه سال ۱۵۲۸، با شیوع طاعون و نزدیک شدن نیروهای ائتلاف تحت فرماندهی اودِت دو فوآ، ارتش مهاجم مجبور به عقب‌نشینی به سوی ناپل شد.

جمعیت شهر رم که پیش از این حدود ۵۵ هزار نفر بود، در اثر جنایات، قحطی، بیماری واگیردار و فرار گسترده مردم، به حدود ۱۰ هزار نفر کاهش یافت. این فاجعه انسانی، یکی از تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ رم را رقم زد. در ادامه، شکست نیروهای ائتلاف در محاصره ناپل، پیروزی نهایی را در جنگ ائتلاف کوگناک برای شارل پنجم به ارمغان آورد. امپراتور شارل، مسئولیت مستقیم غارت رم را انکار کرد و بار دیگر با پاپ کلمنت هفتم به توافق رسید. با این حال، غارت رم موجب تشدید نفرت‌های مذهبی و خصومت‌های عمیق‌تری میان پیروان کلیسای کاتولیک و اصلاح‌طلبان لوتری شد؛ شکافی که نه‌تنها در عرصه دینی، بلکه در سیاست و فرهنگ اروپا نیز بازتاب گسترده‌ای یافت.

رویدادهای پیشین

[ویرایش]

قدرت روزافزون پادشاه اسپانیا و امپراتور مقدس روم، چارلز پنجم، پاپ کلمنت هفتم را نگران کرد، زیرا او چارلز را تهدیدی برای قدرت پاپ می‌دانست. کلمنت هفتم با دشمن اصلی چارلز پنجم، پادشاه فرانسیس اول فرانسه، اتحادی تشکیل داد که به اتحادیه کنیاک معروف شد.[۲]

جدا از پاپ و پادشاه فرانسه، اتحادیه شامل دوک‌نشین میلان، جمهوری ونیز، جمهوری جنوا و فلورانسِ خاندان مدیچی نیز می‌شد. اتحادیه در سال ۱۵۲۶ با حمله به جمهوری جنوا، خصومت‌ها را آغاز کرد، اما این اقدام شکست خورد و ضعف نیروهای تحت اختیار پاپ را آشکار کرد.[۳]

ارتش امپراتوری پس از شکست دادن نیروهای فرانسوی با بحران مالی شدیدی روبه‌رو شد و امکان پرداخت حقوق سربازان فراهم نبود. این وضعیت موجب شورش سی‌وچهار هزار سرباز شد که فرمانده خود، دوک شارل سوم بوربون، را مجبور کردند تا آن‌ها را به سوی رم هدایت کند. در آن زمان، رم به‌دلیل آشفتگی سیاسی، ضعف ساختارهای دفاعی و بی‌ثباتی درون‌ساختاری، هدفی آسان برای غارت محسوب می‌شد. سربازان که از پیروزی بی‌پاداش خشمگین بودند، رم را نه به‌عنوان یک مرکز مذهبی بلکه به‌عنوان منبعی برای جبران خسارت‌های خود تلقی کردند. این حرکت زمینه‌ساز یکی از ویرانگرترین حملات نظامی به پایتخت مذهبی جهان مسیحیت شد و پیامدهای سیاسی، اجتماعی و مذهبی گسترده‌ای در پی داشت. غارت رم نه‌تنها موجب فروپاشی نظم شهری و کاهش شدید جمعیت شد بلکه شکاف‌های مذهبی میان پیروان کلیسای کاتولیک و اصلاح‌طلبان را نیز عمیق‌تر کرد. این واقعه در حافظه تاریخی اروپا به‌عنوان نمادی از خشونت بی‌مهار، بحران مشروعیت سیاسی و آغاز مرحله‌ای جدید از تنش‌های مذهبی و سیاسی ثبت شده است.

گذشته از حدود ۶۰۰۰ اسپانیایی تحت فرمان دوک بوربون، ارتش شامل حدود ۱۴۰۰۰ لندسکنشت به فرماندهی گئورگ فون فروندزبرگ؛ تعدادی پیاده‌نظام ایتالیایی به رهبری فابریزیو مارامالدو، کاردینال قدرتمند ایتالیایی پومپو کولونا و لوئیجی گونزاگا؛ و تعدادی سواره نظام به فرماندهی فردیناندو گونزاگا و فیلیبرت، شاهزاده اورانژ، بود. اگرچه خود مارتین لوتر مخالف حمله به رم و پاپ کلمنت هفتم بود، برخی از پیروان لوتریانیسم، پایتخت پاپ را به دلایل مذهبی هدف قرار می‌دادند. تعداد زیادی از یاغیان، به همراه فراریان لیگ، در طول راهپیمایی ارتش به آن پیوستند. [ نیازمند منبع ]

دوک بوربون در تاریخ ۳۱ فروردین ۱۵۲۷ از شهر آرتسو حرکت کرد، در حالی که از آشوب میان ونیزی‌ها و متحدانشان بهره می‌برد؛ آشوبی که پس از شورش در فلورانس علیه خاندان مدیچی، وابسته به پاپ کلمنت هفتم، شدت گرفته بود. در پیامی به پاپ، دوک اعلام کرد که نمی‌تواند جلوی ارتش خود را از حرکت به سوی رم بگیرد و خود را بیشتر همچون اسیری می‌بیند که به دنبال آنان کشیده می‌شود تا یک فرمانده آزاد. با این حال، شاهدان عینی و مورخان هم‌عصر، ادعای ناتوانی او را با دیده تردید نگریستند.[۴][۵] سربازان او که عمدتاً فاقد انضباط نظامی بودند، شهرهای آکواپندنتِه و سن لورنزو آله گروته را غارت کردند و سپس وارد شهرهای ویتربو و رونچیلیونه شدند. در نهایت، در روز ۱۵ اردیبهشت همان سال، به دیوارهای رم رسیدند. این پیشروی سریع و خشونت‌بار، مقدمه‌ای بود بر یکی از ویرانگرترین حملات نظامی به پایتخت مذهبی جهان مسیحیت، که پیامدهای سیاسی، اجتماعی و مذهبی گسترده‌ای در پی داشت.

غارت

[ویرایش]
Image
غارت رم. اثر پیتر بروگل پدر .

نیروهای امپراتوری شامل ۱۴۰۰۰ آلمانی، ۶۰۰۰ اسپانیایی و تعداد نامشخصی پیاده‌نظام ایتالیایی بودند.[۶] نیروهای مدافع رم چندان زیاد نبودند: تنها ۵۰۰۰ شبه‌نظامی به رهبری رنزو دا سری و ۱۸۹[۷] گارد سوئیسی پاپ. استحکامات شهر شامل دیوارهای عظیم اورلیان و توپخانه قابل توجهی بود که ارتش امپراتوری فاقد آن بود. چارلز بوربون برای جلوگیری از خطر گیر افتادن بین شهر محاصره شده و ارتش اتحادیه، نیاز داشت شهر را به سرعت فتح کند.

در روز شانزدهم اردیبهشت، ارتش امپراتوری به دیوارهای رم در تپه‌های جانی‌کولو و واتیکان حمله کرد. در جریان این یورش، دوک بوربون به‌طور مرگباری زخمی شد. بن‌ونوتو چلینی، هنرمند برجسته‌ای که در دفاع از رم شرکت داشت، در روایت خود ادعا کرده که با شلیک خود دوک را کشته و فیلیبر دو شالون را نیز زخمی کرده است. دوک در آن لحظه شنل سفید معروف خود را بر تن داشت تا برای نیروهایش قابل شناسایی باشد، اما همین ویژگی باعث شد که دشمنان نیز او را به‌عنوان فرمانده تشخیص دهند. با مرگ آخرین فرمانده مورد احترام، سربازان عادی ارتش امپراتوری تمام قید و بندهای انضباطی را کنار گذاشتند و همان روز به‌راحتی موفق به نفوذ به دیوارهای رم شدند. فرماندهی نیروها به فیلیبر دو شالون سپرده شد، اما او نه محبوبیت لازم را داشت و نه ترس و احترام پیشین را برمی‌انگیخت، و در نتیجه نفوذ و اقتدار چندانی در میان سربازان نداشت. این خلأ رهبری، به تشدید خشونت، غارت و بی‌نظمی در شهر انجامید و رم را به صحنه‌ای از ویرانی و سقوط بدل ساخت.

در رویدادی که به عنوان ایستادگی گارد سوئیسی شناخته می‌شود، سوئیسی‌ها به همراه سربازان باقی‌مانده از پادگان، آخرین مقاومت خود را در گورستان توتونی در واتیکان انجام دادند. کاپیتان آنها، کاسپار روئیست، زخمی شد و بعداً به خانه‌اش پناه برد، جایی که سربازان اسپانیایی او را در مقابل همسرش کشتند. سوئیسی‌ها به سختی جنگیدند، اما به طرز ناامیدکننده‌ای از نظر تعداد کمتر و تقریباً نابود شدند. برخی از بازماندگان، به همراه گروهی از پناهندگان، به پله‌های کلیسای سنت پیتر عقب‌نشینی کردند. کسانی که به سمت کلیسای سنت پیتر رفتند، قتل‌عام شدند و تنها ۴۲ نفر زنده ماندند. این گروه ۴۲ نفره، تحت فرماندهی هرکول گلدلی، موفق شدند نیروهای هابسبورگ را که در تعقیب همراهان پاپ بودند، در حالی که از گذرگاه مرتفع امنی که شهر واتیکان را به قلعه سنت آنجلو متصل می‌کند، عبور می‌کردند، دفع کنند.

Image
غارت رم. ۶ مه ۱۵۲۷. نوشته مارتین ون هیمسکرک (۱۵۲۷).

پس از اعدام حدود هزار تن از مدافعان پایتخت پاپ و اماکن مقدس، غارت گسترده شهر آغاز شد. کلیساها و صومعه‌ها، همراه با کاخ‌های اسقف‌ها و کاردینال‌ها، مورد تاراج و ویرانی قرار گرفتند. حتی کاردینال‌هایی که از حامیان امپراتوری بودند، مجبور شدند برای حفظ اموال خود به سربازان خشمگین باج بدهند، چرا که نیروهای مهاجم هیچ توجهی به وابستگی سیاسی یا مذهبی قربانیان خود نداشتند.

شهروندان رم از هر طبقه و جایگاه اجتماعی قربانی این خشونت شدند؛ زنان مورد تجاوز قرار گرفتند، بیماران در آسایشگاه‌ها کشته شدند، و حتی متحدان برجسته امپراتوری نیز از آسیب در امان نماندند. خشونت خاصی از سوی سربازان آلمانی، به‌ویژه لاندسکنشت‌ها که بسیاری از آن‌ها پیرو آموزه‌های اصلاح‌طلبانه بودند، نسبت به اماکن مقدس کاتولیکی ابراز شد. کلیساها غارت شدند، آثار مقدس بی‌حرمت گشتند، و تصاویر مذهبی نابود شدند. آیین‌های کاتولیکی به سخره گرفته شد؛ از جمله، زنی روسپی را در لباس کشیش بر تخت پطرس نشاندند و با فریاد «زنده باد لوتِر پاپ!» او را تمسخر کردند، و حیواناتی را به‌صورت نمادین برای عشای ربانی معرفی کردند.

خشونت علیه روحانیون نیز شدید بود؛ راهبان اخته شدند، راهبه‌ها مورد تجاوز قرار گرفتند، و کشیشان هدف مستقیم قتل قرار گرفتند. با وجود آن‌که خود مارتین لوتِر با شورش مسلحانه علیه کلیسا مخالفت کرده بود، اقدامات سربازان آلمانی به‌وضوح از نارضایتی مذهبی گسترده آن دوران تغذیه می‌شد و حمله به مقامات کلیسایی و اموال مذهبی، جنبه‌ای نمادین و هدفمند داشت.

با این حال، بخش عمده‌ای از غارت‌ها با هدف جبران مالی برای سربازان انجام می‌شد. به همین منظور، افراد برجسته به‌عنوان گروگان گرفته می‌شدند تا در ازای دریافت باج آزاد شوند؛ هرچه جایگاه اجتماعی گروگان بالاتر بود، مبلغ باج نیز بیشتر می‌شد.

در روز هجدهم اردیبهشت، کاردینال پومپئو کولونا، دشمن شخصی پاپ کلمنت هفتم، وارد رم شد. دهقانان تحت فرمان او نیز به‌دنبال انتقام از غارت‌هایی که پیش‌تر توسط نیروهای پاپی متحمل شده بودند، به شهر آمدند. کولونا که از وضعیت اسفناک شهر متأثر شده بود، شماری از شهروندان رم را در کاخ خود پناه داد و تلاش کرد تا اندکی نظم به اوضاع بازگرداند. به‌تدریج، سربازان در پاسخ به دستورات او، از شدت غارت کاستند و رم وارد مرحله‌ای از آرامش نسبی شد.[۸]

کتابخانه واتیکان نجات یافت زیرا فیلیبرت ستاد مرکزی خود را در آنجا مستقر کرده بود.[۹] پس از سه روز ویرانی، فیلیبرت به سربازان دستور داد که غارت را متوقف کنند، اما تعداد کمی به سخنان او گوش دادند و غارت به مدت پنج روز دیگر بدون وقفه ادامه یافت. در این میان، کلمنت در قلعه سنت آنجلو زندانی ماند. فرانچسکو ماریا اول دلا رووره و میشل آنتونیو اهل سالوتزو در اول ژوئن با سربازانی به مونتروسی، شمال شهر، رسیدند. رفتار محتاطانه آنها مانع از دستیابی آنها به پیروزی آسان در برابر سربازان امپراتوری شد که اکنون کاملاً بی‌نظم بودند. در ۶ ژوئن، کلمنت هفتم تسلیم شد و موافقت کرد که در ازای جان خود، ۴۰۰۰۰۰ دوکاتی باج بپردازد. شرایط شامل واگذاری پارما، پیاچنزا، چیویتاوکیا و مودنا به امپراتوری مقدس روم بود (با این حال، فقط آخرین مورد واقعاً دست به دست شد). در همان زمان، ونیز از این موقعیت برای فتح سرویا و راونا استفاده کرد، در حالی که سیگیسموندو مالاتستا به ریمینی بازگشت. با وجود امضای این پیمان، غارت برای چند ماه دیگر ادامه یافت.[۱۰]

پیامدها و اثرات

[ویرایش]
Sack of Rome, by Amérigo Aparicio, 1884
غارت رم، اثر فرانسیسکو خاویر آمریگو، ۱۸۸۴.

غارت رم که اغلب به عنوان پایان رنسانس والای ایتالیا از آن یاد می‌شود، تاریخ اروپا، ایتالیا و مسیحیت را شکل داد و موج‌های ماندگاری در فرهنگ و سیاست اروپا بر جای گذاشت.[۱۱]

غارت رم پیامدهای عمیق و گسترده‌ای برای جامعه و فرهنگ ایتالیا، به‌ویژه برای خود شهر رم، به همراه داشت. جنگ کلمنت هفتم در چارچوب اتحاد کوگناک، واپسین تلاش برخی از دولت‌شهرهای ایتالیایی برای حفظ استقلال بود؛ تلاشی که تا قرن نوزدهم دیگر تکرار نشد. پیش از این واقعه، رم مرکز درخشان فرهنگ رنسانس عالی ایتالیا و نقطه‌ای جذاب برای هنرمندان اروپایی بود که در جست‌وجوی شهرت و ثروت، به امید دریافت سفارش‌های معتبر از دربار پاپی به آنجا می‌آمدند.

با وقوع غارت، رم دچار فروپاشی اقتصادی و کاهش شدید جمعیت شد، و بسیاری از هنرمندان و نویسندگان ناچار شدند به شهرهای دیگر مهاجرت کنند. آنتونیو تابلدئو، در سوگ ویرانی آثار باستانی و گنجینه‌های هنری رم، نوشت: «اگر بازگردی، رم را ویران خواهی یافت». این فاجعه همچنین ضربه‌ای سنگین به اعتبار علمی رم وارد کرد؛ چرا که محتوای بسیاری از کتابخانه‌های بزرگ آن، از جمله کتابخانه واتیکان، نابود یا به فروش رسید. طرفداران انسان‌گرایی به‌ویژه از نابودی ذخایر دانشی شهر سوگواری کردند؛ دانشی که رم را به «بهشت دانش» بدل کرده بود. این غارت در واقع پایان دوره‌ای از شکوفایی اندیشه انسان‌گرایانه در چارچوب تفکر مسیحی را رقم زد.

جمعیت رم که پیش از حمله بیش از پنجاه‌وپنج هزار نفر بود، پس از آن به حدود ده هزار نفر کاهش یافت. برآوردها حاکی از آن است که بین شش تا دوازده هزار نفر در جریان غارت کشته شدند، و گفته می‌شود که حدود دو هزار جسد در رود تیبر رها شد. از جمله قربانیان این واقعه، می‌توان به پائولو والدابارینی، دبیر پاپ، و آگوستو والدو، استاد تاریخ طبیعی، اشاره کرد. این غارت نه‌تنها یک فاجعه انسانی و فرهنگی بود، بلکه نقطه‌عطفی در تاریخ اروپا محسوب می‌شود که پیامدهای آن تا قرن‌ها بعد احساس شد.

بسیاری از سربازان امپراتوری نیز در پی این واقعه جان باختند، عمدتاً به دلیل بیماری‌های ناشی از انبوه اجساد دفن نشده در خیابان‌ها. غارت سرانجام در فوریه ۱۵۲۸، هشت ماه پس از حمله اولیه، هنگامی که ذخیره غذایی شهر تمام شد، کسی برای باج دادن باقی نماند و طاعون ظاهر شد، پایان یافت. کلمنت به حمایت از هنرمندان و پروژه‌های ساختمانی در رم ادامه داد، اما عصر طلایی مدیچی که تصور می‌شد، سپری شده بود و غارت «پایان رم ژولیوس دوم و لئو دهم» را رقم زده بود. این شهر تا حدود سال ۱۵۶۰ نتوانست جمعیت از دست رفته خود را بازیابی کند.[۱۲]

Image
غارت رم، مکتب فلاندری، قرن شانزدهم

تحول قدرت از پاپ به سوی امپراتور، پیامدهای ماندگاری برای ساختار کلیسای کاتولیک به همراه داشت. پس از اطلاع از غارت رم، امپراتور شارل اظهار شرمندگی کرد که نیروهایش پاپ کلمنت را زندانی کرده‌اند. او بعدها بخش قابل توجهی از غنایم غارت، به ارزش بیش از چهار میلیون دوکات، را به واتیکان بازگرداند. با این حال، هرچند شارل مایل نبود رم ویران شود و اعتبارش آسیب ببیند، خود دستور اعزام نیروها به ایتالیا را داده بود تا پاپ را تحت کنترل درآورد. در نهایت، شارل با پاپ به توافق رسید؛ ابتدا در پیمان بارسلونا در سال ۱۵۲۹، و سپس در مراسم تاج‌گذاری در بولونیا.[۱۳] پس از این توافق، شارل کلیسا را مطابق با خواست و تصویر خود شکل داد. کلمنت، که دیگر هرگز مستقیماً با امپراتور مخالفت نکرد، خواسته‌های شارل را بی‌چون‌وچرا تأیید کرد؛ از جمله انتصاب کاردینال‌هایی که شارل معرفی کرده بود، تاج‌گذاری شارل به‌عنوان امپراتور مقدس روم و پادشاه ایتالیا در سال ۱۵۳۰، و امتناع از لغو ازدواج عمه محبوب شارل، کاترین آراگون، با پادشاه انگلستان، هنری هشتم؛ اقدامی که به آغاز اصلاحات مذهبی در انگلستان انجامید.[۱۴][۱۵][۱۶] مجموع این اقدامات، چهره کلیسای کاتولیک را دگرگون کرد و آن را از فضای آزاداندیشی رنسانسی که پاپ‌های خاندان مدیچی نماینده آن بودند، به سوی سخت‌گیری‌های دینی و اصول‌گرایی سوق داد؛ روندی که بعدها در نهضت ضد اصلاحات تثبیت شد. پس از مرگ کلمنت در سال ۱۵۳۴، تحت نفوذ شارل و سپس پسرش، شاه فیلیپ دوم اسپانیا (۱۵۵۶–۱۵۹۸)، دادگاه‌های تفتیش عقاید به‌طور گسترده در سراسر قلمرو کاتولیکی گسترش یافتند، و انسان‌گرایی رنسانسی به‌عنوان جریانی مغایر با آموزه‌های کلیسا تلقی شد. این دگرگونی، نه‌تنها ساختار دینی، بلکه مسیر فرهنگی و فکری اروپا را نیز برای قرن‌ها تحت تأثیر قرار داد.

Image
غارت رم، نقاشی قرن هفدهم

این غارت همچنین به دائمی شدن شکاف بین کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها کمک کرد. پیش از این، چارلز و کلمنت بر سر چگونگی برخورد با مارتین لوتر و اصلاحات پروتستانی که در سراسر آلمان در حال گسترش بود، اختلاف نظر داشتند. چارلز از تشکیل شورای کلیسا برای حل و فصل این موضوع حمایت می‌کرد. کلمنت با این امر مخالفت کرد و معتقد بود که پادشاهان نباید سیاست کلیسا را دیکته کنند؛ و همچنین از احیای شورایی که در قرن‌های ۱۴ و ۱۵ باعث تشدید تفرقه غربی شده بود و پاپ‌های متعددی را عزل کرده بود، می‌ترسید.[۱۷][۱۸] کلمنت از یک جنگ مقدس برای متحد کردن مسیحیت حمایت کرد. چارلز با این امر مخالفت کرد زیرا ارتش‌ها و خزانه‌اش درگیر جنگ‌های دیگر بودند. پس از غارت، کلمنت به خواسته‌های چارلز تن داد و با تشکیل شورای کلیسا موافقت کرد و شهر ترنت، ایتالیا را به عنوان محل آن نامگذاری کرد. او در طول عمر خود شورای ترنت را تشکیل نداد، زیرا می‌ترسید که این رویداد یک بازی قدرت خطرناک باشد. در سال ۱۵۴۵، یازده سال پس از مرگ کلمنت، جانشین او ، پاپ پل سوم، شورای ترنت را تشکیل داد. همان‌طور که چارلز پیش‌بینی کرده بود، این [جنگ] فساد موجود در برخی از فرقه‌های کلیسای کاتولیک را اصلاح کرد.[۱۹] با این حال، تا سال ۱۵۴۵، زمان آشتی بین کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها - که مسلماً با توجه به همکاری بین پاپ و امپراتور در دهه ۱۵۲۰ امکان‌پذیر بود - سپری شده بود. مارتین لوتر در ارزیابی تأثیرات غارت رم اظهار داشت: «مسیح به گونه‌ای سلطنت می‌کند که امپراتوری که لوتر را به خاطر پاپ آزار می‌دهد، مجبور می‌شود پاپ را به خاطر لوتر نابود کند» (LW 49:169).

به یادبود شجاعت گارد سوئیسی در دفاع از پاپ کلمنت هفتم در جریان غارت رم، هر ساله در تاریخ ۶ مه، سوگند وفاداری به گارد سوئیسی ادا می‌شود.[۲۰]

منابع

[ویرایش]
  1. Eggenberger, David (1985). An Encyclopedia of Battles: Accounts of Over 1,560 Battles from 1479 B.C. to the Present. Courier Corporation. p. 366. ISBN 978-1-4503-2783-1.
  2. Vincenzo (2021-11-09). "Il Sacco dei Lanzichenecchi - Rome Guides Blog". Rome Guides (به ایتالیایی). Retrieved 2024-03-01.
  3. "League of Cognac | European history | Britannica". www.britannica.com (به انگلیسی). Retrieved 2024-03-01.
  4. Milanesi, Carlo (1867). Il sacco di Roma del MDXXVII (به ایتالیایی). Firenze, G. Barbèra. pp. 111–12.
  5. Sherer, Idan (1 December 2019). "A bloody carnival? Charles V's soldiers and the sack of Rome in 1527". Journal of the Society of Renaissance Studies. 34 (5): 784–802 via Wiley.
  6. Dandeler, Spanish Rome.
  7. "The Swiss Guard - History". vatican.va. Archived from the original on 31 December 2008.
  8. Konieczny, Peter (2019). ""Hell Itself Was a More Beautiful Sight": The 1527 Sack of Rome". Medieval Warfare. 9 (3): 20–37. ISSN 2211-5129.
  9. Pastor, Ludwig Freiherr von (1923). The History of the Popes: From the Close of the Middle Ages. 1521–1527 (به انگلیسی). Kegan Paul. pp. 414–415.
  10. "Prelude to the Wars of Religion: The Sack of Rome (1527) (A) | EHNE". ehne.fr (به انگلیسی). Retrieved 2025-05-01.
  11. "Sack of Rome". encyclopedia.com.
  12. Partner, Peter (1976). Renaissance Rome 1500–1559: A Portrait of a Society. Berkeley: University of California Press. p. 83. ISBN 0-520-03945-9.
  13. "Sack of Rome | EBSCO Research Starters". www.ebsco.com (به انگلیسی). Retrieved 2025-05-01.
  14. "Clement VII". encyclopedia.com.
  15. "Sack of Rome". encyclopedia.com.
  16. Holmes (1993).
  17. The Mad Monarchist (9 July 2012). "Papal Profile: Pope Clement VII".
  18. "Clement VII". Enciclopedia dei Papi.
  19. "Pope Paul III". Catholic Encyclopedia.
  20. "May 6 & the Swiss Guard Induction Ceremony | Papal Artifacts".[پیوند مرده]